غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

514

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مستولى شده همدران روز بيمار را در محفه خوابانيده كوچ فرمود و چون سه مرحله از قرا حصار گذشته فرود آمد در هيجدهم شعبان سنه خمس و ثمانمائه كه آفتاب در آخر درجه حوت بود مرغ روح اميرزاده محمد سلطان از قفس قالب بجانب عالم آخرت پرواز نمود و از وقوع اين حادثه كبرى صاحبقران سعادت انتما عنان اصطبار از دست داد و لآلى آبدار از لجه ديده فرو پاشيد و فرياد و فغان امير و وزير و صغير و كبير بايوان كيوان رسيد بيت سران ملك پيراهن دريدند * دم و يال ستوران را بريدند و آخر الامر همه به قضا رضا داده بتجهيز و تكفين شاه‌زاده مغفرت قرين مشغول گشتند و جسدش را در تابوتى نهاده و تابوت را در محفه تعبيه كرده حكم شد كه امير الياس خواجه با دويست سوار از اعيان روزگار آن گوهر نفيس را بسلطانيه برد و در مزار بزرگوار قيدار پيغمبر عليه السلام بصدف خاك سپارد مدت عمر اميرزاده محمد سلطان بيست و نه سال بود و يكى از فضلا در تاريخ آن واقعه اين رباعى نظم فرموده رباعى بگذشت بهيجدهم زماه شعبان * سلطان جهانيان محمد سلطان چون نور قبره كنى جمع بنام * تاريخ وفات كرددت جمله عيان . ذكر رسيدن ايلچيان مصر بآستان اقبال آشيان امير تيمور گوركان و بيان مراجعت رايت نصرت‌نشان بصوب عراق و آذربايجان چون مولانا بدر الدين محمد و ساير فرستادگان امير تيمور گوركان بمصر رسيدند و سلطان فرج كه ملك ناصر لقب يافته بود بر فتح روم و اسيرى قيصر وقوف يافته بيقين دانست كه در مخالفت صاحبقران وافر حشمت صرفه ندارد بنابر آن ايلچيان را باصناف الطاف نوازش كرده باطلاق اتلمش فرمان داد بلكه او را ببارگاه خود طلبيد و مراسم تعظيم بتقديم رسانيد و از تقصيرات سايقه عذرخواهى نمود و در تمام بلاد مصر و شام خطبه و سكه باسم صاحبقران گردون مقام آراسته اتلمش را با دو كس از اعيان ملازمان خويش احمد و آقته نام بجانب سده سدره مقام روان ساخت و برسم پيشكش اموال وافر و نقود نامعدود و عقود جواهر و رخوت و اقمشه فاخر و شمشيرهاى مصرى و اسبان تازى ارسال داشت و قبول نمود كه بعد از اين باج و خراج بخزانه عامره رساند و اتلمش با همراهان در نواحى آق شهر به خدمت صاحبقران نصرت قرين رسيده زمين عبوديت بلب ادب ببوسيدند و تبركات سلطان مصر را گذرانيده كيفيت اطاعت او را بعرض رسانيدند آنحضرت اظهار عواطف و اشفاق نموده فرمود كه چون ملك ناصر در صغر سن از حجر تربيت پدر مهجور گشته رعايت حال او بر ذمت همت پادشاهانه واجب ميدانيم هرآينه چون بر جاده اخلاص ثابت قدم باشد ملتمسات او را بعز قبول رسانيد چنان خواهيم كرد كه بفراغبال در مملكت خويش سلطنت نمايد و به خدمت حرمين الشرفين زادهما اللّه شرقا و تعظيما و تكريما اقدام فرمايد و احمد واقته را